المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

176

مروج الذهب ( فارسى )

كشيده‌اند و در اين شهر مردمانى از مسلمان و نصارى و يهود و پيرو جاهليت بسيار است . شاه و اطرافيان وى و قوم خزر بر كيش يهودند كه شاه خزر بدوران هارون الرشيد يهودى شده و مردم بسيار از يهودان از ديگر شهرهاى اسلام و هم از ديار روم به دو پيوسته‌اند زيرا پادشاه روم كه اكنون يعنى بسال سيصد و سى و دوم ارمنوس است همهء يهودان مملكت خود را باجبار بدين مسيح كشانيد - در اين كتاب كيفيت اخبار شاهان روم و شمارشان و اخبار اين پادشاه را و كسانى كه در اين تاريخ در شاهى او سهيم هستند خواهيم آورد - بدين جهت بسيار كس از يهودان از ديار روم بديار شاه خزر كه مذكور افتاد فرارى شدند و يهودان را با شاه خزر حكايتى هست كه اكنون محل ياد آورى آن نيست و در كتابهاى سابق گفته‌ايم . پيروان جاهليت بديار خزر اقوام گونه‌گونند از آن جمله سقلاب و روس‌اند كه بر يك سوى آمل جاى دارند و مردهء خود را با همه دواب و ابزار و زيور او بسوزانند و اگر مرد بميرد و زنش زنده باشد زن را با او بسوزانند ولى اگر زن بميرد مرد را نسوزانند و اگر عزبى از ايشان بميرد پس از مرگ او را زن دهند و زنان بسوختن راغبند كه پندارند ببهشت ميروند . چنان كه از پيش گفته‌ايم اين از رسوم هندوان است ولى هندوان زن را با مرد نمىسوزانند مگر آنكه زن با اين كار موافق باشد . در آمل اكثريت با مسلمانان است و سپاه شاه از ايشانست كه در آنجا بنام لارسى معروفند و از حدود خوارزم بدينجا آمده‌اند زيرا بروزگار قديم پس از ظهور اسلام در ديار آنها قحطى و و با شد و بقلمرو خزر انتقال گرفتند . اينان مردمى دلير و پر قوتند و شاه خزر در جنگهاى خود به آنها تكيه دارد و بر طبق شروطى كه در ميانه رفته است در شهر او اقامت گرفته‌اند كه يكى علنى بودن دين و مسجد و اذان است دوم آنكه وزارت شاه از ايشان باشد و هم اكنون احمد بن كويه كه وزير است از ايشانست . سوم آنكه هر وقت شاه خزر با مسلمانان بجنگ باشد در اردوگاه وى از ديگران جدا بمانند